تبلیغات اینترنتیclose
منظومه ها (حسین پناهی)
پیچک ( حسین پناهی)
حسین پناهی

حسین پناهی

من حسینم ... پناهیم .

 خودمو میبینم ، خودمو میشنوم ، خودمو فکر میکنم

 تا هستم جهان ارثیه ی بابامه

 سلاماش، همه ی عشقاش، همه ی درداش،

تنهاییاش ...وقتیم نبودم ، مال شما .

 اگه دوست داری با من ببین

 یا بذار باهات ببینم

 با من بگو ، یا بذار با تو بگم

 سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 منظومه ها  
 
 

پس اين ها همه اسمش زندگی است

دلتنگی ها دل خموشی ها ثانيه ها دقيقه ها

حتی اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمی که برايت نوشته ام برسد

ما زنده ايم چون بيداريم

ما زنده ايم چون می خوابيم

و رستگار و سعادتمنديم

زيرا هنوز بر گستره ويرانه های وجودمان پانشينی

برای گنجشک عشق باقی گذاشته ايم

خوشبختيم زيرا هنوز صبح هامان آذين ملکوتی بانگ خروس هاست

سرو ها مبلغين بی منت سر سبزی اند

و شقايق ها پيام آوران ايه های سرخ عطر و آتش

برگچه های پياز ترانه های طراوتند

و فکر من

واقعا فکر کن که چه هولنک می شد اگر از ميان آواها

بانگ خروس رابر می داشتند

و همين طور ريگ ها

و ماه

و منظومه ها

ما نيز بايد دوست بداريم

...

آری بايد

زيرا دوست داشتن خال با روح ماست

 

 

حسین پناهی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار پناهی جلد اول, | بازديد : 420