تبلیغات اینترنتیclose
گفتگوی من و نازی زیر چتر (حسین پناهی)
پیچک ( حسین پناهی)
حسین پناهی

حسین پناهی

من حسینم ... پناهیم .

 خودمو میبینم ، خودمو میشنوم ، خودمو فکر میکنم

 تا هستم جهان ارثیه ی بابامه

 سلاماش، همه ی عشقاش، همه ی درداش،

تنهاییاش ...وقتیم نبودم ، مال شما .

 اگه دوست داری با من ببین

 یا بذار باهات ببینم

 با من بگو ، یا بذار با تو بگم

 سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 11 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

گفتگوی من و نازی زیر چتر  

 

 

نازي: بيا زير چتر من که بارون خيست نکنه

 

می گم که خیلی قشنگه که بشر تونسته آتيشو کشف بکنه

 

و قشنگتر اينه که

 

يادگرفته گوجه را

 

تو تابه ها سرخ کنه و بعد بخوره

 

راسی راسی ؟ يه روزی

 

اگه گوجه هيچ کجا پيدانشه

 

اون وقت بشر چکار کنه ؟

 

من : هيچی نازی

 

دانشمندا تز می دن تا تابه ها را بخوريم

 

وقتی آهنا همه تموم بشه

 

اون وقت بشر

 

لباسارو می کنه و با هلهله

 

از روی آتيش می پره

 

نازی : دوربين لوبيتل مهريه مو

 

اگه با هم بخوريم

 

هلهله های من وتو

 

چطوری ثبت می شه

 

من : عشق من

 

آب ها لنز مورب دارند

 

آدمو واروونه ثبتش می کنند

 

عکسمون تو آب برکه تا قيامت می مونه

 

نازی : رنگی يا سياه سفيد ؟

 

من : من سياه و تو سفيد

 

نازی : آتيش چی ؟ تو آبا خاموش نمی شن آتيشا

 

من : نمی دونم والله

 

چتر رو بدش به من

 

نازی : اون کسی که چتر رو ساخت عاشق بود

 

من : نه عزيز دل من ‚ آدم بود

 

 

 

حسین پناهی

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار پناهی جلد دوم, | بازديد : 792