تبلیغات اینترنتیclose
اولین و آخرین (حسین پناهی)
پیچک ( حسین پناهی)
حسین پناهی

حسین پناهی

من حسینم ... پناهیم .

 خودمو میبینم ، خودمو میشنوم ، خودمو فکر میکنم

 تا هستم جهان ارثیه ی بابامه

 سلاماش، همه ی عشقاش، همه ی درداش،

تنهاییاش ...وقتیم نبودم ، مال شما .

 اگه دوست داری با من ببین

 یا بذار باهات ببینم

 با من بگو ، یا بذار با تو بگم

 سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 11 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

اولین و آخرین   

 

 

خورشيد جاودانه می درخشد در مدار خويش

مانيم که پا جای پای خود می نهيم و غروب می کنيم

هر پسين

اين روشنای خاطر آشوب در افق های تاريک دوردست

نگاه ساده فريب کيست که همراه با زمين

مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟

ای راز

ای رمز

ای همه روزهای عمر مرا اولين و آخرين

 

حسین پناهی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار پناهی جلد دوم, | بازديد : 487