تبلیغات اینترنتیclose
بیکرانه (حسین پناهی)
پیچک ( حسین پناهی)
حسین پناهی

حسین پناهی

من حسینم ... پناهیم .

 خودمو میبینم ، خودمو میشنوم ، خودمو فکر میکنم

 تا هستم جهان ارثیه ی بابامه

 سلاماش، همه ی عشقاش، همه ی درداش،

تنهاییاش ...وقتیم نبودم ، مال شما .

 اگه دوست داری با من ببین

 یا بذار باهات ببینم

 با من بگو ، یا بذار با تو بگم

 سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 11 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 بیکرانه   

 

 

در انتهای هر سفر

در ايينه

دار و ندار خويش را مرور می کنم

اين خاک تيره اين زمین

پاپوش پای خسته ام

اين سقف کوتاه آسمان

سرپوش چشم بسته ام

اما خدای دل

در آخرين سفر

در ايينه به حز دو بيکرانه کران

به جز زمين و آسمان

چيزی نمانده است

گم گشته ام

کجا

نديده ای مرا ؟

 

حسین پناهی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار پناهی جلد سوم, | بازديد : 485